آيا خواندن نماز در هر روز و شب، كار تكراري نيست؟


اگر غرض و هدف در كاري معلوم نباشد، فعاليت هايي كه براي آن انجام مي گيرد، خسته كننده، تكراري و بي معنا به نظر مي رسد. اگر ندانيم كه يك بنا، براي چه منظور آجرها را روي هم مي گذارد، كار او به نظر كاري تكراري و بي دليل خواهد آمد؛ ولي چنان كه بدانيم قرار است ساختماني ساخته شود كه افرادي در آن سكونت پيدا كنند، ديگر كار چندين روزه و چند ماهه بنا و كارگر، بي معنا و تكراري نخواهد بود.

در نماز نيز همين منطق حكم فرما است.



[ صفحه 116]



به چند نكته توجه كنيد تا موضوع روشن شود:

1- انسان در سير و سفري سخت و دشوار است و به سوي هدفي بزرگ و متعادل، در حركت است: «يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا فملاقيه [1] ؛ اي انسان تو با رنج و سختي به سوي پروردگارت در حركتي تا او را ملاقات كني».

وقتي چنين هدف بزرگ و ارجمندي در كار است، بايد همواره ابزاري در كار باشد كه به انسان يادآوري كند؛ وگرنه مقصود فراموش مي شود و او در پيچ و خم زندگي، از همه جا بي خبر در راه خواهد ماند. اگر كسي بخواهد به قله اي بزرگ صعود كند و يا غاري بزرگ را در دل زمين طي كند، نيازمند است كه در هر مقطع و گذرگاه، مسير را بررسي و به علايم و نشانه ها، توجه كند تا راه را گم نكند؛ وگرنه در پيچ و تاب غار گم خواهد شد و يا اگر در جاده اي طولاني به طرف مقصدي در حركت هستيد، چنانچه تابلو و نشانه اي در كار نباشد، انسان سرگردان خواهد شد و چه بسا كه هرگز به مقصد نرسد.

نماز يادآوري كننده و تابلويي است كه در همه مقاطع زندگي، به كار مي آيد و براي يادآوري ضروري است: «و اقم الصلاة لذكري [2] ؛ نماز را به خاطر ياد من به پا دار».

2- معرفت نعمت هاي الهي و شكرگزاري در درگاه او؛ شناخت نعمت هاي الهي و نعمت بخش هستي و شكرگزاري در درگاه او



[ صفحه 117]



موضوعي است غير قابل ترديد و هر وجدان سالمي، بر ضرورت آن تأكيد مي كند. بي ترديد نماز جلوه اي از شكرگزاري به درگاه خداوند است:

«فليعبدوا رب هذا البيت، الذي اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف [3] ؛ پس پروردگار اين خانه (كعبه) را بپرستيد كه شما را سير كرد و امنيت بخشيد».

اكنون بايد به اين پرسش، پاسخ داد كه آيا نعمت هاي الهي، هر روز تجديد نمي شود؟ آيا هر روز و هر شب و هر ساعت و هر لحظه نعمت تازه اي به ما ارزاني نمي شود؟



هر نفس نو مي شود دنيا و ما

بي خبر از نو شدن اندر بقا



عمر همچون جوي نو نو مي رسيد

مستمري مي نمايد در جسد



(مولوي)

پس هر نماز شكري است در برابر نعمت هاي جديد و قديم خداوند و البته كه:



از دست و زبان كه برآيد

كز عهده شكرش به در آيد



شكر منعم واجب آيد در خرد

ورنه بگشايد در خشم ابد



(سعدي)



[ صفحه 118]





سر ببخشد، شكر خواهد سجده اي

يا ببخشد، شكر خواهد قعده اي



(مولوي)

3- انسان هر روز، نيازهاي جديدي دارد كه آن را مي طلبد. نماز كه زيباترين شكل و هندسه توجه به خدا است؛ مناسب ترين فرصت براي درخواست و دعا به درگاه او است.



گفت وقت فقر و تنگي دو دست

جست و جوي آزموده بهتر است



درگهي را كآزمودم در كرم

حاجت نو را بدان جانب برم



(مولوي)

پس همان گونه كه آدمي نيازهاي نويي دارد، بايد نمازهاي تازه اي نيز داشته باشد.

4- بدن انسان، همواره نياز به آب و غذا و هوا دارد تا به حيات خود ادامه دهد و سالم بماند. روح و روان انسان نيز براي سلامت خود، نياز به تغذيه مناسب فكري و روحي دارد. نماز تغذيه منظم و برنامه ريزي شده، براي روح و روان انسان است.

5- ظاهر بعضي از كارها تكراري است؛ ولي در مجموع هدفي را تعقيب مي كند و بدون همان كارهاي به ظاهر تكراري، به نتيجه نخواهد رسيد. كسي كه از نردبان بالا مي رود، كاري تكراري مي كند،



[ صفحه 119]



اما با برداشتن هر قدم رو به بالا مي رود. چنان كه كسي كه چاه مي كند، دائماً كاري تكراري مي كند،: اما هر كلنگي كه مي زند، به عمق بيشتري مي رسد.

به نظر مي رسد هر نماز، با نماز قبلي مشابه است؛ ولي حقيقت آن است كه هر نماز انسان را يك پله بالاتر و يك قدم به هدف نزديك تر مي سازد. در آيه پاياني سوره ي علق مي خوانيم: «سجده كن و نزديك شو» [4] .


پاورقي

[1] سوره ي انشقاق، آيه ي 6.

[2] سوره ي طه، آيه 14.

[3] سوره ي قريش، آيه 2 و 3.

[4] سوره ي علق، آيه ي 20.


بازگشت