عطر اذان: مريم ابولي
هر كجا آئينه ها محرم شدند
چشمه ها با چشم ها همدم شدند
كوچه ها لبريز از عطر اذان
قلبهاي مهربان با هم شدند
[ صفحه 162]
در نخستين صبح تكبير زمين
آبهاي مرده چون زمزم شدند
شاخه ها وقت قنوت آسمان
مهربانانه پر از شبنم شدند
در ركوع روح سبز روزگار
لاله و سرو و صنوبر خم شدند
سجده هاي با صفاي فاطمه (س)
مايه آرامش مريم شدند
پرده داران حريم كوي دوست
زخمهاي كهنه را مرهم شدند
ارتفاع لحظه ها و ذكر شب
با عبور اختران توأم شدند
[ صفحه 163]