نماز وظيفه حاكميت ديني
گرچه آيه ي شريفه: «الذين ان مكناهم في الأرض أقاموا الصلاة و آتوا الزكاة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر...». [1] «آنها كساني
[ صفحه 170]
هستند كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را برپا مي دارند، و زكات را ادا مي كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي نمايند.» به حكومت ائمه هدي عليهم السلام تفسير شد، چنانكه امام حسين عليه السلام در تفسير آيه ي مزبور فرمودند: «كه اين آيه در مورد ما خاندان اهل بيت نازل شد و مصداق آن اهل بيت رسول الله صلي الله عليه و آله مي باشند.» [2] .
يا امام باقر عليه السلام فرمودند: «اين آيه در حق آل محمد و مهدي و ياران او نازل شده است.» [3] ولي به يقين اين احاديث، بيان كننده مصداقي روشن و آشكار است و مانع عموميت مفهوم آيه نيست. بنابراين مفهوم گسترده آيه، همه افراد با ايمان و مجاهد و مبارز را شامل مي شود. [4] .
لذا اقامه ي نماز يكي از بارزترين شاخصه و امتيازهاي حاكميت الهي بر ساير حكومتها مي باشد. آنانكه داعيه ي پيروي از دين خدا را دارند و خود را جانشين خدا و حكومت و حاكميت خويش را همان حاكميت الهي مي دانند، چنين نيست كه پس از پيروزي بر حاكمان جور، همچون آنها به عيش و نوش و لهو و لعب پرداخته و در غرور و مستي فروروند، بلكه آنان پيروزي ها و موفقيت هاي خويش را نردباني براي ساختن خويش و جامعه قرار مي دهند. به اقامه ي نماز كه موجب ارتباط محكم و مستحكم بين خلق و خالق مي شود و اداي زكات براي رفع مشكلات اجتماعي جامعه و امر به معروف و نهي از منكر مي پردازند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در مكه و در آغاز بعثت كه پيروانش از دو نفر تجاوز
[ صفحه 171]
نمي كرد در آن شرايط سخت مواجهه با شيطنت ها و آزارهاي مشركان مكه، به همراه حضرت علي عليه السلام و حضرت خديجه (س) در مسجدالحرام، نماز جماعت را اقامه مي فرمودند و در مدينه اولين كاري كه انجام دادند بناي مسجد بود. گرچه مسجد در صدر اسلام، مركز همه امور مسلمانان بود، اما در اصل مسجد محل عبادت و نماز است و اصالت با نماز و سجده است و ساير امور جنبي بوده در كنار آن قرار دارد.
و هنگامي كه اميرمؤمنان علي عليه السلام در كانون قدرت قرار گرفتند در جهت تحقق اين آيه شريفه و اقامه ي نماز طي نامه ها و احكامي واليان خود را با توجه به عنايت به نماز و اقامه ي آن مأمور ساخت. مثلا در عهدنامه خود به محمد بن ابي بكر كه از طريف ايشان حاكم و والي مصر گرديد، مي فرمايد:
«نماز را در همان وقت مشخص خود اقامه نما.»
«صل الصلاة لوقتها المؤقت لها».
«مبادا آن را قبل از وقت به خاطر فرصتي كه داري به جاي آوري و يا به خاطر كار و اشتغال آن را به تأخير اندازي.»
«و لا تعجل وقتها لفراغ و لا تؤخرها عن وقتها لاشتغال». [5] .
ما هم علاوه بر اينكه وظيفه داريم نماز را خود به پا داريم، براي حاكميت نماز در سطح جامعه نيز بايد تلاش نماييم و از سيره پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت الگو بگيريم.
[ صفحه 172]
پاورقي
[1] حج: 41.
[2] بحارالانوار، ج 24، ص 166.
[3] تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 506.
[4] تفسير نمونه، ج 14، ص 122.
[5] نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 888.